تبلیغات
مسافران زمان - گم شدن
نمی دانم 
چند وقت است
که گم شدن را یاد گرفته ام
حس خوبی است
باور کن
می توانی
خودت را برداری
ببری لای شب بو ها
چشم باز کنی
ببینی
چقدر آسمان 
به زمین نزدیک است
آنقدر که می توانی چند شاخه از آسمان برداری
برگردی و حتی ماه نفهمد
که چند شاخه از شب بو ها را به خورشید داده ای
بعد برگردی و حتی خورشید نفهمد
که نیستی و زمان آنقدر جلو رفته باشد
که پلک بزنی و ببینی همین دیروز بود که فکر می کردی همه تو را می بینند
و آنقدر بخندی
که حس خوب گم شدن را درک کنی
چشمهایت را برای همیشه ببندی
نمی دانم 
چند وقت است که میدانی
گم شدن
با انسان بودن
فرقی ندارد
کافی است که باور کنی!
میلاد ماهیار



تاریخ : دوشنبه 18 آبان 1394 | 10:07 ق.ظ | نویسنده : میلاد ماهیار | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.